پژوهشی در شخصيت و آرمان شمس تبريزی
تحقيق ، تهيه و تنظيم:طه كامكار

زندگي شمس > زندگی مولانا پيش از ظهور شمس

دوره شمس کوتاه‌ترين ولی پرشورترين دوره‌ی زندگی مولانا بود و تاثير شگفت‌آوری که اين درويش غريبه و اين شيخ لاابالی بر مولانا گذاشت چنان عظيم و زير و رو کننده بود که مريدان مولانا و پيروان پدرش -سلطان‌العلما- را به شدت عصبانی کرد.

وقتی شمس به قونيه آمد، چهار سالی از مرگ اولين مربی مولانا، سيد برهان‌الدين محقق ترمذی می‌گذشت. گفته‌اند که اين سيد حتی پيش از هجرت سلطان‌العلما به غرب، زمانی که سلطان‌العلما هنوز در بلخ زندگی می‌کردند مربی مولانا بود.

هنگام هجرت سلطان‌العلما، سيد در زادگاهش ترمذ بود. سالها بعد سيد مرگ سلطان‌العلما را به خواب ديد و خود سلطان‌العلما به خواب او آمد و او را به قونيه فراخواند. به او «سيد سردان» می‌گفتند و هيچ‌کس درباره‌ی اسراری که او فاش می‌کرد شکی به خود راه نمی‌داد. سيد پس از اجرای مراسم عزاداری به جانب قونيه حرکت کرد و يک سال پس از مرگ سلطان‌العلما به قونيه رسيد.

مولانا حدود نه سال با اين سيد حشر و نشر داشت و به توصيه همين سيد بود که برای تکميل دوره‌ی طلبگی به شام سفر کرد و چند سالی در حلب و دمشق به تحصيل علوم پرداخت و با بزرگان و علمای معاصرش از نزديک آشنايی پيدا کرد.

سيد تا پايان عمر سرسپرده سلطان‌العلما بود و مولانا را واداشت کتاب معارف سلطان‌العلما را هزار بار بخواند.

اما اين سيد سردان مرد دانايی بود و می‌دانست که معارف سلطان‌العلما برای مولانا کافی نيست و اين بود که توصيه کرد به شام برود. و پس از بازگشت او از شام، وقتی که او را در علم «قال» تکميل ديد به او گفت که حالا ديگر نوبت علم «حال» آمد.

وقت آن بود که مولانا از پيله‌ای که به دور خود تنيده بود درمی‌آمد و به سوی عوالم ديگری پر می‌کشيد و برای اين کار لازم بود کسی از بيرون سوزنی يا ميخی توی اين پيله فرو کند.

سيد مرد اين کار نبود. خود او توی پيله بود. اما می‌دانست که اين کار لازم بود و خبر داشت که دير يا زود سوزنگر دلاوری از راه می‌رسيد و اين کار به دست او انجام می‌گرفت.

از همين جاست که می‌گويند سيد ظهور شمس را پيش بينی کرده بود.....

 

 




کلیه حقوق این سایت متعلق به مولانا دات ارگ میباشد . برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ بلامانع است .

طراحی و پیاده سازی توسط
webmaster@mowlana.org