پژوهشی در شخصيت و آرمان شمس تبريزی
تحقيق ، تهيه و تنظيم:طه كامكار

انديشه‌هاي شمس > تابعيت عقل، وابستگی خرد

روانکاوی را می‌توان دشمن درجه اول راسيوناليسم يا مکتب اصالت عقل دانست. خرد در مکتب روانکاوی تنها وسيله‌ای است بهانه‌جو و دليل‌تراش برای ضمير باطن و بعد ناآگاه حيات روانی. به عبارت ديگر در روانکاوی عقل وارسته نيست. وابسته است. مستقل نيست. متکی است.

در تصوف اسلامی به ويژه تصوف عشق نيز ما آشکارا با نظريه‌ی وابستگی خرد روبرو می‌شويم. مکتب شمس معتقد است که چيزهاست که عقل از ادراک آنها عاجز است. اين نظريه در بيان مولانا اينگونه اظهار شده است:

پای استدلاليان چوبين بود
پای چوبين سخت بی‌تمکين بود

زين خرد جاهل همی بايد شدن
دست در ديوانگی بايد زدن

آزمودم عقل دور انديش را
بعد از اين ديوانه سازم خويش را

فيلسوفان و متکلمان زمان شمس همه هوادار اصالت عقل هستند. اما نظريه شمس درباره‌ی عقل را می‌توان به اين صورت خلاصه کرد:

* عقل حجت است. اما تنها حجت نيست. چيزهاست که عقل نمی‌تواند آنها را درک کند. مانند معجزه.

* عقل کل يا عقل مطلق وجود خارجی ندارد. بلکه عقل‌های جزئی و فرعی در افراد مختلف وجود دارد.

* درک عقلی نيز مطلق نيست. نسبی و مشرط است. به عبارت ديگر عقلهای فردی برای ادراک خود، به ابزارها و توانايی و شرايط مختلفی نياز دارند.

* موضوع هر چه پيچيده‌تر می‌شود ضريب خطای عقل بالاتر می‌رود.

مثلا دو کس را بپرسی دو در دو چند است؟ هر دو يک جواب گويند بی‌مخالفت. زيرا انديشه کردن آن آسان است. چون بپرسی هفت در هفت چند است؟ يا هفده در هفده؟ خلاف کنند آن دو عاقل. زيرا انديشه‌ی آن دشوارتر است.

* عقل مشروط و محدود به اراده و همت و پشت‌کار است. اگر کسی در کاربرد عقل تنبلی کند نتيجه‌ی مطلوب به دست نمی‌آورد.

و عقل خود حجت خدای است. و ليکن چون بر وجه (به روش صحيح) استعمال نکنی متناقض می‌نمايد.

* شرايط محيط يا تناسب ميان ادراک عقلی نيز در درستی و نادرستی نتيجه موثر است.

مثلا صد کس در ميان آفتاب ايستاده‌اند با چشم‌های روشن. شخصی از دور می‌آيد سوی ايشان تنها و دهلی می‌زند و رقصی می‌کند. ميان ايشان خلافی نرود. اما اگر در شب تاريک و ابر اين بانگ دهل بيابد، صد خلاف پيدا شود ميان ايشان. يکی گويد: لشکر است. يکی گويد ختنه‌سور است. الی آخر ....

* عقل‌ها خود يکديگر را نقض می‌کنند. حتی يک عقل واحد در زمان‌های مختلف به نتايج گوناگون می‌رسد.

فهم اگر متردد نشدی، در اشارت و عبارات خلاف نکردندی و از نصوص يک معنی فهم کردندی.

* عقل در درون آدمی نيز دستخوش پايبندهای بسياری است.

خيال‌ها کم نيست. از خود برمی‌انگيزی و حجاب خود می‌سازی و بنابر آن خيال تفريح می‌کنی.

به طور خلاصه عقل از نظر شمس وابسته است. نه وارسته. و در نتيجه بدان نيز با ديد ارزش مطلق نمی‌توان نگريست. او قدرت عقل را منکر نمی‌شود. بلکه عقل را يکی از راه‌های فرعی به حقيقت می‌داند. نه تنها شاهراه آن.

حکمت بر سه‌گونه است: يکی گفتار، دوم کردار و سوم ديدار.
حکمت گفتار، عالمان راست.
حکمت کردار، عابدان راست.
و حکمت ديدار عارفان راست!

 




کلیه حقوق این سایت متعلق به مولانا دات ارگ میباشد . برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ بلامانع است .

طراحی و پیاده سازی توسط
webmaster@mowlana.org