پژوهشی در شخصيت و آرمان شمس تبريزی
تحقيق ، تهيه و تنظيم:طه كامكار

انديشه‌هاي شمس > حديث عرفان نفس

حديث دلمی‌گويد: «چون کعبه را از ميان برداری، نه سجود هر يکی، سوی يکديگر باشد؟ دل خود را سجود کرده‌اند.» و حديث سجن می‌گويد: «الدنيا سجن المومن، دنيا زندان مومن است.»

تصوف عشق و مکتب شمس به هر دو حديث فوق معتقد هستند. اما شمس بر حديث ديگری نيز تکيه می‌کند که می‌توان آن را «حديث عرفان نفس» يا به اختصار همان حديث عرفان نام نهاد. اين حديث از جمله «من عرف نفسه، فقد عرف ربه! هر که خود را بشناسد پروردگار خود را شناخته است!» سرچشمه می‌گيرد.

بنابر حديث عرفان، شناخت خود برابر با شناخت خدا به شمار می‌رود. چرا که انسان خود مظهر خداوند است. در اين صورت برای شناخت خداوند چرا به بيراهه رويم؟ خود را می‌شناسيم. پس خدا را شناخته‌ايم.

آيا روی ديگر حديث عرفان، تلقين انديشه‌ی «انسان-خدايي» يا همسانی انسان با خدا نيست؟ همان که حلاج با استناد به آن «اناالحق» گفت و ابايزد «سبحانی، ما اعظم شاني» بر زبان راند.

شمس ظريفانه در طريق اين برابری و معادله، به سود انسان‌سالاری گام برمی‌دارد که:

چه کنيم؟ پيامبر را شرم بود که بگويد: من عرف نفسی فقد عرف ربه (هرکه نفس مرا بشناسد خدايش را شناخته است) از اين رو من عرف نفسه (هرکه نفس خود را بشناسد)
عقلا با خود می‌گفتند که اين نفسک پليد تاريک درنده را بشناسيم؟ از اين معرفت خدا حاصل شود؟
اصحاب سر دانستند که پيامبر چه گفت!

حديث عرفان به همين صورت کنونی به امام علی (ع) نسبت داده شده است و از زمره سخنان نهج‌البلاغه به شمار می‌رود که به پيامبر هم نسبت داده‌اند. اما «ابن تيميه» فقيه بزرگ حنبلی آن را از احاديث جعلی که با روح آموزش‌های خداسالارانه اسلامی ناسازگار است، دانسته است.

از حديث عرفان خدا (شناسايی خدا به وسيله خدا) در مقالات شمس هيچ اثری نيست. ظاهرا اين حديث با انسان‌گری شمس منافات دارد و مشمول سکوت او قرار گرفته. آن را تاييد نکرده و هيچ‌گاه محکوم نمی‌کند. در حالی که حديث عرفان نفس نه تنها مورد تاکيد شمس است، بلکه همچنان به زبان تمثيل و حکايت نيز از آن استفاده می‌کند.

انسان در نظر شمس، مظهر و يا حتی خود جهان اکبر است

 




کلیه حقوق این سایت متعلق به مولانا دات ارگ میباشد . برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ بلامانع است .

طراحی و پیاده سازی توسط
webmaster@mowlana.org