پژوهشی در شخصيت و آرمان شمس تبريزی
تحقيق ، تهيه و تنظيم:طه كامكار

انديشه‌هاي شمس > پرهيز از ذهن گرايي

ذهن‌گرايی از رگه‌های انديشه‌ی تصوف اسلامی است. ليکن عرفان بر خلاف استنباط عموم از دخالت ذهن، در خلق اعتبارها و ارزش‌ها به گرمی استقبال نمی‌کند. بلکه آنرا اساس دوری از واقعيت و لغزشهای ذهن می‌‌شمارد.

نقد ذهنی‌گری و واقعيت دخالت ذهن در خلق بتهای پنداری در تصوف در اين بيت سنايی خلاصه می‌شود:

ای هواهای تو هوا انگيز
وز خدايان تو، خدا بيزار!

شمس نيز نسبت به ذهن‌گرايی و نفوذ نابيناگر ذهن، دارای آگاهی و حساسيت ويژه است و نسبت به آن هشدار می‌دهد.

ای خواجه هر کسی حال خود می‌گويد و می‌گويند ما کلام خدا را معنی می‌کنيم!

بعضی خيال خود را به گدايی گرفته‌اند.

شمس همچنان اين «خود معيار بيني» و قياس به نفس را در داستان مورچه و شتر بيان می‌کند. در اين داستان به لطافت نشان می‌دهد که وقتی آب تا زانوی شتر است، شتر خودگرای خودبين قياس به نفس می‌کند و می‌گويد: «سهل است. تا زانو است!» و همين مضمون را مولانا در داستان طوطی و مرد بقال بيان می‌کند. (از چه‌ای کل با کلان آميختی؟ تو مگر از شيشه روغن ريختی؟)

در حقيقت پيکار با خود معيار بينی و قياس به نفس، يکی از معانی جهاد اکبر با نفس است. يعنی مهار نفس. نه نابودی آن.

اين مهار نفس هرگز با گرسنگی کشيدن و به چله نشستن و دوری از مردمان به دست نمی‌آيد. برعکس برای مهار نفس بايد از خود بيرون آمد. بايد به ميان مردم آمد و آنها را شناخت و وجود خود را در آنها گم کرد.

می‌پنداری آنکس که لذات برگيرد، حسرت او کمتر باشد؟
حقا که حسرت او بيشتر باشد! زیرا که به اين عالم بيشتر خوی کرده باشد!

سرانجام شمس ما را از خطر خودکامگی ذهن و قياس به نفس آگاه می‌کند و به خاطر تعديل آن (و نه نابودی آن) هشدار می‌دهد:

آن قوم که ايشان را همچو خود می‌بينی به صورت و ظاهر، ايشان را معنی ديگر است.
دور از تصور تو و انديشه تو!
 




کلیه حقوق این سایت متعلق به مولانا دات ارگ میباشد . برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ بلامانع است .

طراحی و پیاده سازی توسط
webmaster@mowlana.org