پژوهشی در شخصيت و آرمان شمس تبريزی
تحقيق ، تهيه و تنظيم:طه كامكار

انديشه‌هاي شمس > خشم زدايي

شمس در تکميل فرضيه‌های انسان‌سالاری خويش، تاکيد می‌کند که آلودگی‌های زيانمند و چرکهای فساد عموما دو دسته‌اند: بيرونی و اندرونی! «ليکن ذره‌ای از چرک اندرون آن کند که صد هزار چرک بيرون نکند.» از اين رو روان‌پالايی از مهمترين دستورات مکتب شمس به شمار می‌رود.

شمس بر خلاف اعتقاد کظم غيض، فرو خوردن خشم را حتی زمانی که قدرت و تحمل آن وجود داشته باشد را به خاطر پيش‌گيری از تراکم احتمالی عقده‌ها زيانمند می‌داند و تاکيد می‌کند که بايد درون را از خشم خالی کرد.

و اين نظريه‌ی خشم‌زدايی شمس درست بخشی از همان چيزی است که در ردوانکاوی امروز به کاتارسيس مشهور است.

خشم‌زدايی شمس از نظر اجتماعی نيز شايان توجه است. شمس در عصر استبداد خودکامگان و اوج سلطه‌ی مغول بر ايران، درس مقاومت در برابر ستم می‌دهد. بدين سان شمس يک صوفی پرخاش‌گر و تهديدگر برای ياسای چنگيزی است.

شايد راز بخش مهمی از عدم محبوبيت شمس را نزد ارباب قدرت بايد در همين تسليم‌ناپذيری و پرخاش‌گری او جستجو کنيم.

طبع تند و سخنان شمس در بسياری از موارد يک نوع قطعنامه اعتراض و يک نوع اعلام جنگ است. او خيلی کم به عقايد و سنن عصر خويش گردن می‌نهد و غالبا می‌تازد و تسليم در کارش نيست.

چشم محمد روشن که تواش امتی!
امت باشی؟ حضرت حق فخر کند؟! دست تو بگيرد؟! به موسی و عيسی بنماياند؟!
مباهات کند که چنين کس امت من است؟!

اکنون خدای تعالی در اين ماه (رمضان) حاضر است و ناظر؟  و ماه‌های ديگر غافل است و غايب؟!
کدام ماه حاضر است تا يادش کنيم؟! زهی مشتی احمق!!

 




کلیه حقوق این سایت متعلق به مولانا دات ارگ میباشد . برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ بلامانع است .

طراحی و پیاده سازی توسط
webmaster@mowlana.org