| آن ماه کو ز خوبی بر جمله میدواند |
|
سوی شما نبشت او بر روی بنده سطری |
|
نقشش ز زعفران است وین سطر سر جانست |
|
کنجی و عشق و دلقی ما از کجا و خلقی |
|
بی دست و پا چو گویی سوی وییم غلطان |
|
چون این طرف دویدم چوگانش حمله آرد |
|
هر سو که هست مستم چوگان او پرستم |
|
گر زانک تو ملولی با خفتگان بنه سر |
|
آن جا که شمس دینم پیدا شود به تبریز |